بیمار های شایع استارت آپ ها

بالابودن نرخ بالای شکست یا عدم توفیق در کسب و کارها من را بر آن داشت تا یادداشتی با عنوان فوق در روزنامه خراسان بنویسم. در ادامه ضمن اشاره به این یادداشت به این سوال پرتکراری پاسخ خواهم داد:

چگونه از شکست کسب و کار نوپای و دانش بنیان خود جلوگیری کنیم؟

یکی از بهترین روش های جلوگیری از شکست احتمالی یک استارتاپ،‌ آشنایی با احتمال وقوع آن و دلایل شکست سایر کسب و کارها در دنیا و مراقبت برای عدم وقوع این دلایل است. مطالعات مختلفی در دنیا در این خصوص صورت گرفته است که در این مطلب بدانها اشاره نموده ام. لیکن در ادامه به بیان برخی از شایع ترین دلایل شکست در اکوسیستم ایران (البته مواردی که در اختیار کارآفرین است و نه عوامل محیطی) در قالب بیماری های شایع اشاره شده است.

چند سالی است در دنیا و بر اساس تجربه موفقیت ها و شکست های بی شمار شرکت های مختلف، کارآفرینی سبک و الگوی جدیدی به خود گرفته است. الگویی که شانس موفقیت کسب و کارهای نوپا را در این محیط به شدت پیچیده و متغیر اقتصادی را بیشتر می نماید. این الگو یا رویکرد جدید کارآفرینی را رویکرد استارت آپی و به کسب و کارهایی که بر اساس این مدل ایجاد و رشد می نمایند استارت آپ گویند. الگویی که در آن پویایی، یادگیری سریع از محیط و توجه به ضرورت خلاقیت، نوآوری و ارزش آفرینی و توسعه پذیری و رشد سریع به عنوان برخی از مهمترین ویژگی های استارت آپ ها یاد می شود.

جالب است بدانیم به طور متوسط تنها کمتر از ۱۰ درصد کسب و کارهای نوپایی که در دنیا ایجاد می شوند می توانند به حیات خود ادامه داده و موفق شوند و به عبارت دیگر ۹۰ درصد دیگر مبتلا به بیماری هایی هستند که قادر به ادامه حیات نخواهند بود. (یعنی در دنیا حدودا از هر ۱۰ کسب و کار جدیدی که ایجاد شده و منجر به محصول و سازمان اولیه می شوند، تنها یک مورد می تواند به بقای خود و رشد مناسب دست یابد.) با توجه به این آمار نگران کننده به نظر می رسد یکی از مهمترین اقداماتی که کارآفرینان جوان کشور ما برای افزایش شانس موفقیت خود در این مسیر پر پیچ و خم کارآفرینی می توانند انجام دهند شناسایی و پرهیز از بیماری های شایع استارت آپی یا دلایلی است که می تواند موجب عدم توفیق آنها در فضای کسب و کار کشور گردد.

 

۹۰ درصد دیگر مبتلا به بیماری هایی هستند که قادر به ادامه حیات نخواهند بود

 

می توان به موارد زیر به عنوان برخی از مهمترین بیماری های شایع استارت آپ ها در ایران اشاره نمود:

  • لطفا استارت آپ ساختگی یا مصنوعی نباشید!

یکی از مهمترین و شایع ترین دلایل عدم موفقیت استارت آپ ها در کشور، تلاش برای راه اندازی یک کسب و کار و ارائه محصول یا خدمتی است که اساسا در بازار نیاز واقعی به آن وجود ندارد! نتیجه این کسب و کارها عدم استقبال مشتریان و شکست سریع است.

تجربه ثابت نموده است میان تصورات آزمون نشده کارآفرینان از نیاز بازار و واقعیت های بازار فاصله های بزرگی وجود دارد. (دره نیاز یا دره راهکار یا دره …؟) به این معنا که بخش بزرگی از کسب و کارهایی که ایجاد می شود بر اساس یک مساله یا مشکل واقعی در بازار نبوده و در عوض بر مبنای تصورات نادرست و تست نشده کارآفرینان است.

به این نوع از کسب و کارهای نوپا، استارت آپ ساختگی (Dummy Startup) می گوییم. (به همین دلیل روشن است که یکی از مهمترین اقدامات کارآفرینان در گام های اولیه راه اندازی استارت آپ، آزمودن تناسب و انطباق این فرضیه ها یا تصورات با واقعیت های بازار است.)

 

  • تیم ناقص استارت آپی:

تیم مهمترین سرمایه یک استارت آپ است. هر استارت آپ برای پیاده سازی ایده و اجرایی نمودن مدل کسب و کار خود نیازمند دانش، تجربه و مهارت های مختلف و متنوعی است که می بایست تا حد امکان آنها را در قالب نقش های مختلف و از طریق انتخاب اعضای تیم(ثابت یا غیر ثابت تیم) مهیا و گردآوری نماید. بدیهی است این پیش نیازهای مهارتی متناسب با شرایط در کسب و کارهای مختلف متفاوت است.

این مهارت ها در دو گروه مهارت های فنی و مهارت های کسب و کاری قابل تقسیم هستند. استارت آپ همانند یک موجود زنده است و اعضای تیم همانند اندام بدن آن می باشند. (برخی از این اجزا بسیار ضروری بوده) و عدم وجود هر عضو می تواند منجر به مرگ یا عدم کارایی و رشد آن موجود زنده (استارت آپ) گردد. در این خصوص برای کارآفرین که در ابتدا منابع و سرمایه های اندکی دارد، شناخت نقش های حیاتی هر استارت آپ می تواند بسیار راهگشا و مفید باشد تا اطمینان حاصل نماید که حداقل این نقش ها توسط اعضای فعلی تیم اجرا می گردد یا خیر.

به عنوان مثال ممکن است یک ایده در حوزه تجهیزات یا ماشین آلات کشاورزی حداقل نیازمند تیمی متشکل از مهارت و دانش در حوزه های فنی (مکانیک، الکترونیک، کشاورزی و …) و کسب و کاری (مدیریت، بازاریابی و …) باشد که کارآفرین می تواند این مهارت ها را از طریق جلب مشارکت(شریک) یا به خدمت گرفتن اعضای جدید(استخدام) تامین نماید و عدم تحقق این امر احتمال عدم موفقیت را چندین برابر می نماید.

  • بیماری همه را مشتری خود پنداری!

سودای ارائه خدمات و فروش محصول به “همه” یک بیماری خطرناک و متاسفانه شایع در گام های اول کارآفرینی است. یکی از مهم ترین آموزه های رویکرد استارت آپی، تعریف گام های اولیه کوچک و حرکت گام به گام به سوی تحقق اهداف بزرگ (و چشم انداز بلند) است.

انتخاب بازار هدف اولیه کوچک و مشخص به طور معجزه آسایی امکان شناخت ویژگی های بازار هدف، طراحی محصول متناسب تر، اخذ بازخورد و اصلاح مستمر را میسر نموده و در نتیجه نرخ موفقیت شما را در کارآفرینی بالا می برد. تعریف گام های اولیه کوچک به هیچ عنوان به معنای خلق یک کسب و کار محدود و همیشه کوچک نیست.

همانطور که قبلا اشاره گردید امکان توسعه پذیری و فتح گام به گام بازارهای مختلف از ویژگی های رویکرد استارت آپی است لیکن این حرکت می بایست از یک منطقه کوچک و مشخص آغاز گردد. (تصور اینکه یک کسب و کار نوپا با منابع و تیم محدود اولیه خود بتواند درک درستی از نیاز واقعی یک بازار بزرگ (به عبارتی همه) و توان پاسخگویی به آن را داشته باشد بسیار دور از واقعیت های جاری است.

لازم به ذکر است (پس از فتح بازار هدف اولیه، سرعت و شتاب توسعه به بازارهای بعدی(Scale نمودن) و یا به عبارتی دستیابی به سهم بازار بیشتر به شدت بستگی به بازخوردهای دریافت شده از بازار اولیه و اصلاح خود بر اساس آن و البته توان مالی و منابع استارت آپ برای ورود به آن بازارهای جدید دارد.) مطالعه گام های اولیه و مسیر رشد کسب و کارهای موفق شناخته شده و بزرگ دنیا و ایران نیز به بهترین شکل میزان اثربخشی این موضوع را نشان می دهد. (همچون فروشگاه Amazon یا دیجیکالا یا …)

بیماری شایع استارتاپ ها

  • بیماری عدم تمرکز استارت آپی!

همانطور که اشاره گردید پویایی و اصلاح سریع فرضیه های نادرست کارآفرین، یکی از مهمترین ویژگی های یک کسب و کار موفق استارت آپی است و این امر به شدت نیازمند اخذ بازخورد مستمر و پیوسته از بازار هدف بوده  که بدون هوشیاری و تمرکز امکان پذیر نیست. به عبارت دیگر متاسفانه بخش بزرگی از کسب و کارهای نوپا به دلیل عدم تمرکز در همان ابتدای راه قادر به ادامه حیات نبوده و از بین می روند. بیماری عدم تمرکز در استارت آپ ها به دو شکل بروز می نماید:

  • نوع اول را “عدم تمرکز تیمی” می نامیم. این مشکل ناشی از مشغول بودن اعضای تیم به انجام امور و موضوعات دیگر و فعالیت پاره وقت در این تیم و در نتیجه عدم تمرکز کامل بر کسب و کار نوپای ایجاد شده است. (همانند اشتغال به اداره یک استارت آپ دیگر–کارمندی-…) در این حالت به احتمال بسیار بالا یک استارت آپ به دلایل مختلف توسط تیم شاغل(پاره وقت) به حاشیه رانده شده و یا به عبارتی “حاشیه سپاری” می شود. در نتیجه ضروری است در کنار تعریف و جذب یک تیم مکمل و مناسب از نظر مهارت های مورد نیاز، در ابتدا نقش های اصلی در تیم به صورت تمام وقت درگیر راه اندازی شده و به مرور سایر اعضا نیز متناسب با اهمیت نقش خود زمان بیشتری را به راه اندازی این استارت آپ اختصاص دهند.
  • نوع دوم عدم تمرکز را “عدم تمرکز ارزشی” نامیم. دراین حالت به دلیل خلاقیت و ایده پرداز بودن کارآفرینان یا به واسطه پیشنهادهای مشتریان مختلف و بدون تمرکز بر یک حل مساله یا مشکل، مداوما استارت آپ از حل یک مشکل به حل مشکل دیگر یا پاسخ به درخواست دیگر یک مشتری مهاجرت می نماید. (لازم به یادآوری است اگر اصلاح ایده کسب و کار و روش اجرا در یک استارت آپ برای حل یک مساله بر اساس تست و بازخورد واقعی از جامعه قابل قبولی از مشتریان باشد اتفاقا بسیار مطلوب می باشد لیکن تغییر صورت مساله یا مشکل هدف گرفته شده برای ارزش آفرینی به صورت سریع و بدون مبنا روشی بسیار غلط است.) در نتیجه پیشنهاد می گردد استارت آپ ها می بایست تا زمانی که به شکل درست ایده کسب و کار خود و روش تجاری سازی آن را آزمون ننموده و بازخوردهای حداقلی از بازار دریافت ننموده اند (نتیجه اعتبارسنجی) بی هدف از یک ایده به ایده دیگری مهارجت نکرده و به عبارتی بر یک مساله و حل آن تمرکز نمایند.
  • عدم وجود تجربه آن صنعت یا حوزه در تیم
  • سرمایه برای Scale کردن
  • عدم توجه به لزوم مزیت رقابتی و رقبا و …

یادداشت روزنامه خراسان